تبليغاتX
*** دهکده عشــــق ***

*** دهکده عشــــق ***

دهکده عشق

کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود

توی بازار صداقت کمی ارزانی بود

کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم

مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

کاش به حرمت دل های مسافر ، هر شب

روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود

کاش دریا کمی از درد خودش کم میکرد

قرض میداد به ما هر چه پریشانی بود

کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم

رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود

مثل حافظ که پر از معجزه و الهام است

کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود

چقدر شعر نوشتیم برای باران

غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود

کاش سهراب نمیرفت به این زودی ها

دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود

کاش دل ها پر افسانه ی نیما میشد

و به یادش همه شب ماه چراغانی بود

کاش اسم همه ی دخترکان اینجا

نام گل های پر از شبنم ایرانی بود

کاش چشمان پر از پرسش مردم ،کمتر

غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود

کاش دنیای دل ما شبی از این شب ها

غرق هر چیز که میخواهی و میدانی بود

دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم

راز این شعر همین مصرع آخر بکنیم

شعری از مریم حیدر زاده

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 5:58 بعد از ظهر  توسط نیا یش  | 

یک نفر میاد

یک نفر میاد که من منتظر دیدنشم
یک نفر میاد که من تشنه بوییدنشم
مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده
خالی سفرمونو پر از شقایق میکنه
واسه موجهای سیاه دستا رو قایق میکنه

مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

همیشه غایب من زخمامو مرحم میذاره
همیشه غایب من گریه هامو دوست نداره
نکنه یه وقت نیاد صداش به دادم نرسه
ایینه ها سیا بشه کور بشه چشم ستاره

مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

خشم این پنچره خسته همیشه غایبه
کلید صندوق در بسته همیشه غایبه
نعره اسب سفید قصه مادر بزرگ
بهترین شعرای سر بسته همیشه غایبه

مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 8:44 بعد از ظهر  توسط نیا یش  | 

گل مظهر زیبایی

خداوند عشق را آفرید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 9:31 قبل از ظهر  توسط نیا یش  |